شب پره زمستانی
شبیه سوز سرما، شبیه لبه ی تیز تیغ، شبیه شیشه خورده، شبیه هر چیز سرد و برنده، ...
تا حالا با کاغذ یا تیغ خیلی تیز زخمی شدی؟ عمیق و تمیز ، هیچی معلوم نیست! به جز یه خط! خط بدون نشون، آره بدون هیچ نشونی...
ولی میسوزه ،از هر آتیشی داغ تر
معلوم نیست سرده یا داغه!
تا چند ثانیه همون خط هم دیده نمیشه
قطره قطره ... سرخ و داغ ... میغلتن، میفتن زمین و پخش میشن...
محکم فشار میدی و خون بند میاد، همون خط میمونه و درد، همون خطِ بی نشون.
+ نوشته شده در یکشنبه سوم دی ۱۳۹۶ ساعت 5:23 توسط GV
|